خاطرات خوب و بد دوران دانشجویی
salam ...khooobid bacheha..bebakhshid ke dir shode
arekheily delam gerfete..doroste agha sia khabgah
tatil shode ..amma hanoooz kare weblog edame
dare..hala bayad ba mesiam sohbat konam
bebinam che karesh konim..deletoon gham
nabine ..too diare ghorbat nabashid..jatoon khali
bashe.2/3rooz pish raftam donbale khoone malayer
ba maman babam ..bi pedara migan be daneshjoo
khoone nemidim..kheily deleshoon ham
bekhad ..nemidan ke nemiadan be darak
..kheily deleshoon bekhad..rooze avval rafatm ye
sari be khabgah zadam..raftam tookoocheye
khabgah..toozehnam tamame khatereat too rahdore shod
raftam ta residam ajkhordam..az hamoon chizi ke
dame dar didam fahmidam hame chizo bordan..are..hamooni kedfekr mikoni..nabie raiise
khabgah hatta ff ghorazesham borde boodan
.
bikhil baba amma man dealm kheily gereft
'bade 2 rooz ye khoone gereftim..(mano ..meisamo...amin
hala ye sari be page 360 khabgah bezanid axayi gereftam kengoo
hame dardo ghame..adresesham mizaram az hamin ja berin
(http://360.yahoo.com/khabgah_soroosh)
سلام
امروز آخرین روزیه که من تو ملایرم و فردا صبح بر می گردم البته محمد امروز ظهر برگشت بقیه بچه ها هم کم کم دارن شرشون رو کم می کنن.
البته بچه های شهرسازی باید برای تحویل پروژه دوباره برگردن اما خب
دلمون واسه خوابگاه خیلی تنگ میشه البته بیشتر برای بچه های خوابگاه
می گید نه حالا خودتون ببینید !!!
tahala be manaye ghashange A.B.C.D.E.F.G. deghat kardi?a boy can do every thing for girl !hala barax g.f.e.d.c.b.a!girl forget every thing done and cauch a new boy again
سلام بچه ها ..
دارم کم کم بد بخت می شم .دقیقا" صبح جمعه ی 2هفته ی پیش اومدم تهران .فرداش بود یا پس فرداش رفتم کتاب خونه .به خیال خودم با تکیه بر اراده ی قوی و اهنینم یه برنامه ریزی کردم که تو فرجه ها درسا رو تموم کنم .جونم براتون بگه اون یه روز رفتن کتابخونه همانا و بقیه ی روزا الواتی و ولگردی همانا . خلاصه تر زدم تو برنامه ریزیم رفت. اون یه روزم قط 8 صفحه جامعه شناسی خوندم .کتاب اکولوی خودم رو هم رو رفاقت دادم به علی رضا اشتی بقایی و خودم بی کتاب موندم.اخه دیگه پیدا نمیشه .یاد نصیحتای بابا ماماتم می افتم که میگن ممد انقدر رفیق بازی نکن . اخه چکار کنم بی رفیق با مرام هم که نمیشه زندگی کرد.باز دمه حدید حدید گرم کل کتاب رو واسم کپی کرد .سر تونو درد نیارم یهو چشامونو باز کردیم دیدم 28 خردادیم و حدید میگه فردا بریم ملایر .امروزم 29 خرداد و ساعت 4 میخوام برگردم ملایر .از اینکه هیچی درس نخوندم ناراحتم ولی از اینکه میدونم بچه ها به مناسبت تولدم(25خرداد) برام کادو خریدنو میرم ملایر کادو هامو میگیرم اساسی خر کیفم .
See u bye
دخترجوانی ازمکزیک برای یک مأموریت اداری چندماهه به آرژانتین منتقل می شود.پس از دوماه، نامه ای ازنامزدمکزیکی خوددریافت می کند به این مضمون:
«لورای عزیز، متأسفانه دیگرنمی توانم به این رابطه ازراه دورادامه بدهم وباید بگویم که دراین مدت ده بار به توخیانت کرده ام ومی دانم که نه تو و نه من شایسته این وضع نیستیم. من راببخش وعکسی که به تو داده بودم برایم پس بفرست.»
باعشق:روبرت
دخترجوان رنجیـده خاطرازرفتارمرد، ازهمه همکاران ودوستانش می خواهدکه عکسی ازنامزد، برادر، پسرعمو، پسردایی ... خودشان به اوقرض بدهند وهمه آن عکس ها راکه 56 تا بودند باعکس روبرت، نامزد بی وفایش، دریک پاکت گذاشته وهمراه با یادداشتی برایش پست می کند، به این مضمون:
«روبرت عزیز، مراببخش، اماهرچه فکرکردم قیافه تورا به یادنیاوردم، لطفاً عکس خودت راازمیان عکسهای توی پاکت جداکن وبقیه رابه من برگردان.»
دمش گرم٬بابا دمش گرم!
تو این زمونه، کی درس می خونه؟
کتاب چیه؟ کلاس چیه؟ دبیر کدومه؟
ما درس نخوندیم، مخ افتاد از کار
خندیدیم و ترکیدیم از اذیت آزار
کتاب تو کیفا، پیدا نمیشه!
فقط CD ، فقط نوار، پس درس چی میشه؟
همش تقلب، همش سینما
فرار می کردیم از کلاس من و بچه ها
حالا وای، وای، وای وای وای وای
حالا وای، وای، وای وای وای وای
برای دیدن پیام تبریک برید وبلاگ خودم : دنیای کوچک من
حتماْ سیو کنید. wallpaper خوابگاه سروشه.
